تبلیغات
هامون - ایادی استكبار در دانشگاه ( یا اگه این دیوونه ست پس من چی ام !! )
هامون
نوشته شده در تاریخ جمعه 17 آذر 1391 توسط هامون
قدیما شنیده بودم میگفتن دشمن و  بخصوص ایادی استكبار جهانی بیشتر سعی میكنند تو دانشگاهها نفوذ كنند و دانشجوها رو منحرف كنند ، اما باور نمیكردم ، تا اینكه خودم اینو به عینه دیدم . خب یه چیزی میدونن كه میگن " دانشگاه سنگر است ، سنگر ها را حفظ كنید " یا اینكه " دانشگاهها را به زندان تبدیل كنید " ببخشید فكر كنم درستش این بود " زندانها را به دانشگاه تبدیل كنید " خلاصه فرقی نمیكنه ، الان جاشون عوض شده . مهم دشمنه كه بدجوری داره وارد دانشگاهها میشه .
نو دانشگاه یه درسی داشتیم شدیدا خفن ، و در حد مرگ سخت . كلاسش هم بسیار شلوغ بود . یه روز كه یه كم دیر كرده بودم و ردیفهای جلو اشغال شده بود مجبور شدم برم ته كلاس بشینم ، بغل دستم هم یه دختر قد بلند ( 180 سانتی ) از نوع كاملا مرموز نشسته بود .
استاد داشت تند تند رو تخته مینوشت و منم تند تند مطالب روی تخته رو عینا تو جزوه كپی میكردم ، جالب اینجا بود كه وقتی استاد كه تخته رو پاك میكرد منم جزو ام رو پاك میكردم ( میگم چرا یه جای كار میلنگه !! ) . خلاصه مشغول نت برداری بودم كه قسمتی از دست خط استاد رو نتونستم بخونم برای همین اومدم تا به جزوه دختره بغل دستیم نگاه كنم كه عجیب ترین صحنه ممكن رو دیدم .... 
دیدین توی فیلمها اینجور مواقع پیام بازرگانی نشون میدن و حال آدم رو میگیرن ؟ ولی من كه ضرغامی نیستم ، برای همین نظر شما رو به ادامه داستان جلب میكنم .
این دختره خودكار رو گرفته بود دستش و همینجوری داشت جزوه اش رو خط خطی میكرد ، خیلی صحنه عجیبی بود . منم درس رو بیخیال شدم و رفتم تو نخ دختره ( البته نه از اون لحاظ ها ! ) . گاهی خسته میشد و تو صفحه بعد با یه رنگ دیگه كارش رو ادامه میداد ، دقت كه كردم دیدم كل ورقای جزوه اش به ترتیب با رنگهای قرمز و مشكی و آبی خط خطی شده ، خواستم یه خورده اذیتش كنم و بهش گفتم خانم اگه بخواید من خودكار سبز هم دارما ، بدم خدمتتون ؟ دختره هم گفت : ااااه جدی !! دستت درد نكنه داداش ( دقیقا با همین لحن  ) !! خودكار رو از دستم گرفت و شروع كرد به خط خطی كردن .... بیچاره خودكار من  .....
دلم خیلی براش سوخت ، بیچاره انگار مشكل روانی داشت ... اونروز انقدر ناراحت بودمممم كه نگو  ( آیكون كباب شدن دل ) ...

خلاصه گذشت تا اینكه آخر ترم رفتم تا نتایج رو كه رو برد زده بودند رو ببینم ( آیكون آرامش قبل از طوفان ) ، اسم این خانم هم معمولا به فاصله چند اسم از من بالاتر بود ، برای همین گفتم نمره اونو هم ببینم چند شده ، وقتی دیدم دهنم از تعجب به اندازه دهن اسب آبی باز شده بود ( الان چند تا بخیه هم خورده ) ، این خانم شده بود 18 و من ... ( حالا ، بماند ... ) ، تازه وقتی تعجبم بیشتر شد كه فهمیدم این دختره معدل الف هم شدن !!!! 

بله اینگونه استكبار جهانی در دانشگاهها نفوذ میكند و جلوی پیشرفت علمی ما را سلب میكند ( غلط نكنم این دختره از كارمندان سفارت انگلستان بوده ) خودشان تا آنجا كه میتوانند از كلاسهای درس ما استفاده میبرند ولی باعث انحراف جوانان ما میشوند .

---------------------------------------------------------------

پ ن : این متن رو خیلی اتفاقی از بین نوشته هام پیدا كردم ، مال خیلی وقت پیشه ، به گمونم نوشته بودم كه بذارمش اینجا اما یادم رفته بود و ....

لینك نوشت 1 : اینو ببینید چقد نازه 

لینك نوشت 2 : شعر " باز باران " یادتون میاد ؟ این  هم عكسشه .





طبقه بندی: هومبول نوشت، 
درباره وبلاگ
موضوعات
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نویسندگان
تو اینجا هم میتونید پیدام كنید
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :