تبلیغات
هامون - زخم عفت
هامون
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 6 دی 1391 توسط هامون

امشب تو خیابون یه دختر جوون جلومو گرفت و در حالی كه داشت گریه میكرد ازم پول خواست . وقتی نگاهش كردم  رو صورتش چند تا زخم دیدم ، زخمهایی كه شبیه زخم ناشی از بیماریهای پوستی بود ، مقداری پول بهش دادم ( تا به حال به هیچ گدایی این مقدار پول نداده بودم ) . وقتی پول رو گرفت و ازش جدا شدم صداشو شنیدم كه هنوز داشت گریه میكرد ، اون اطراف كس دیگه ای نبود كه بخواد برای اونها فیلم بازی كنه و به نظرم اومد كه گریه اش واقعی بود ...

تو تاریكی شب نتونستم تشخیص بدم زخم روی صورتش واقعی بود یا گریم كرده بود ،‌ولی به نظرم حتی اگه اون زخمها گریم بوده باشه صرفا بخاطر برانگیختن حس ترحم  دیگران نبوده ، شاید به این خاطر بوده كه كسی رغبت نكنه بهش پیشنهاد بیشرمانه ای بده ، مسلما وقتی یه دختر جوون تو خیابون از دیگران درخواست پول بكنه از اینجور پیشنهاد ها بهش زیاد میشه و همه میدونن با این راه میتونه بیشتر از گدایی درآمد داشته باشه ....

كاش بیشتر میتونستم كمكش كنم ...

كاش دنیا  21 دسامبر تموم میشد و اینجوری ادامه پیدا نمیكرد ...




طبقه بندی: روزمرگی ها، 
درباره وبلاگ
موضوعات
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نویسندگان
تو اینجا هم میتونید پیدام كنید
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :