هامون
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 20 اسفند 1392 توسط هامون

مدتها قبل دچار بیماری افسردگی شده بودم ، در مورد این بیماری خیلی مطالعه كردم . وقتی آدم افسردگی میگیره ، دنیا رو یه جور دیگه میبینه ، زندگی و دنیا و آدمهاش و ... همه چی براش پوچ و بی معنی میشه . توی كتاب " از حال خوب به حال بد " نوشته دیوید برنز اینجور اومده كه ، افسردگی باعث میشه هورمونهایی در بدن ترشح بشه كه این هورمونها تاثیر مستفیمی روی مغز دارند . افكار مغز رو عوض میكنند و مغز همه چی رو طوری تجزیه و تحلیل میكنه كه همه واقعیات جور دیگه ای دیده میشن و بدتر از اون اینه كه همه این ها بصورت مسائل بدیهی جلوه میكنن طوری كه آدم هیچ شكی در نادرست بودن این افكار نمیكنه واسه همین اكثر این نوع افسردگی ها ( البته در نوع حادش )  در نهایت به خودكشی منجر میشه .

الان حالم خیلی خوبه و  افسردگی ندارم و دیگه اون تصورات رو از دنیا و زندگی و ... ندارم ، اما به یه چیز دیگه فكر میكنم ، اینكه ظاهرا انسان دوست نداره به حقیقت فكر كنه ، همیشه از حقیقت فرار میكنه . به نظرم افسردگی بیماری نیست ، اتفاقا افسردگی باعث میشه انسان واقع بین تر باشه و واقعیت ها رو بهتر ببینه و تشخیص بده . شاید انسانی كه افسردگی نداره دچار بیماره میشه و همین باعث میشه نتونه واقع بین باشه و بخاطر همینه كه همیشه شاده و از زندگی لذت میبره .





طبقه بندی: هذیان نوشت، 
درباره وبلاگ
موضوعات
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نویسندگان
تو اینجا هم میتونید پیدام كنید
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :